حميد احمدى
149
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
مخالفان آن حضرت و امويان كوفه ، از گرايش و اقبال عمومى و گسترده مردم كوفه به امامحسين عليه السلام خبر داشتند . براى نمونه عبدالله بن مسلم - يكى از هواداران بنىاميه در كوفه - در توصيف اوضاع شهر كوفه براى يزيد بن معاويه ، به اين مسئله اذعان مىكند . يزيد در نامهاى به ابنزياد نيز اين گزارشها و وضعيت بحرانى كوفه را تأييد مىكند ؛ چنانكه در حكم فرماندارى ابنزياد مىنويسد : دوستان من از اهل كوفه به من نوشتهاند و گزارش دادهاند كه پسر عقيل در آنجا جمعيت فراهم مىكند كه تفرقه ميان مسلمانان افكند . تا نامه مرا خواندى ، به كوفه برو و مانند مهره ، پسر عقيل را تعقيب كن تا او را بيابى و در بندش كشى ؛ يا او را بكش ، يا تبعيد كن ؛ والسلام . « 1 » بيم يزيد و امويان از حضور مسلم در كوفه بيانگر موقعيت ممتاز او در كوفه است اما حال پرسيدنى است كه از چه رو آن جمعيت بسيار در مدتى كوتاه دگرگون مىشوند ، با آنكه خود با شور و شوقى زياد به استقبال مسلم شتافته بودند ؟ براى پاسخ به اين پرسش بايد به بررسى و تحليل جامعهشناختى و روانشناختى بافت ، تركيب و ساختار جمعيت كوفه و همچنين روحيه ، شخصيت و شاكله فرهنگى آنان پرداخت تا مبادا چنين پنداشته شود كه مسلم بن عقيل در مديريت خويش ضعف و كاستى داشته است . سياست تبليغى و تهديد و ارعاب امويان و ابنزياد در كوفه از يك سو ، و مردم استبدادزدهاى كه بحرانهاى سياسى زيادى را پشتسر نهاده بودند از سوى ديگر ، و حضور مهاجران متنوع و گوناگون از قبايل و عشاير و موالى در شهر كوفه و هواداران سطحىنگر از ديگر سو ، جملگى سبب شد كه مسلم بن عقيل بعد از بسيج اوليه مردم عليه فرماندار كوفه ، در استمرار آن توفيق نيابد . سرانجام مسلم بن عقيل بعد از پراكندهشدن مردم ، در حالى كه در يكى از منازل كوفه مخفى شده بود ، به تنهايى به مقابله با نيروهاى نظامى حكومت پرداخت و سرانجام دستگير شد و بر خلاف تعهدشان مبنى بر دادن امنيت ، او را از روى بام فرماندارى كوفه بر زمين افكندند و به شهادت رساندند . « 2 » آنها سر مسلم بن عقيل را از بدن جدا كردند و همراه سر هانى بن عروه - يكى ديگر از رهبران شيعه در كوفه كه در همان ايام به شهادت رسيده بود - به شام مىفرستند .
--> ( 1 ) . همان ، ص 357 . ( 2 ) . محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، الإرشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد ، ج 2 ، ص 65 .